جزئیات
نوع فعالیت عنوان سطح برگزاری نحوه برگزاری چندمین دوره مناسبت
نشست شاخصهای حق و باطل در نهضت عاشورا ملی حضوری آنلاین
نوع همکاری تاریخ ارائه نهاد های همکار محل برگزاری مدت زمان
1401/06/22 کابل / مرکز کابل یک ساعت
شرح :

نشست علمی « شاخصهای حق و باطل در نهضت عاشورا» در تاریخ 22/6/1401 در نمایندگی جامعه المصطفی‌(ص) العالمیه – افغانستان برگزار گردید. در ابتدا قاری محترم آقای احمدی با تلاوت آیاتی چند از کلام الله مجید، فضای نشست را معنوی و روحانی نمود. سپس دبیر نشست آقای دکتری محمدکریم امیری از کارشناسان دعوت نمود که در جایگاه حضور یابند.  آقای امیری ضمن عرض خیر مقدم به حضار گرامی؛ اساتید دانشگاه، دانشجویان، پرسنل دانشگاه و سایر شرکت‌کنندگان، از دکتر سید جمال‌الدین موسوی درخواست نمود که طرح بحث نمایند.

دکتر موسوی، نخست مفهوم حق و باطل را توضیح داد. وی در ابتدا خاطرنشان نمود که مفهوم حق یکی از واژوه‌هایی است که در قرآن بیش از 300 مورد به کار رفته است و در احادیث و روایات نیز به‌عنوان یک مفهوم کانونی و کلیدی مطرح است، اما به‌رغم کنکاش‌های مفهومی و نظری صورت گرفته پیرامون مفهوم حق، در عمل، رفتار نمودن مطابق آن و دویدن در پی آواز حقیقت کاری است بس دشوار؛ چنانکه  امام علی فرموده است: «الحق اوسع الاشیاء فی التواصف و اضیقها فی التناصف». وی اظهار داشت که حق‌خواهی و حق‌طلبی امر فطری بشر است و به همین خاطر از بدو تاریخ، حق و نقیض آن (باطل) مطرح بوده است. هابیل و قابیل تجسم حق و باطل‌اند و این دو جریان در نهضت عاشورا نیز در مقابل هم قرار گرفتند. امام حسین (ع) در خطبه‌هایش از مدینه تا مکه و از مکه تا کربلا به این امر بارها اشاره نموده است. در یکی از خطبه‌های حق‌خواهانه‌اش فرموده است: «الا ترون ان الحق لایعمل به و الباطل لا یتناهی عنه» این استاد دانشگاه خاطرنشان نمود که امام حسین (ع) علاوه بر خطبه‌هایی که در مسیر راه ایراد فرموده است، سعی نمود که فطرت حق‌خواهی مردم را برانگیزاند و آنان را در مسیر حق رهنمون شود. وی در ادامه چند شاخص برای حق‌طلبی در نهضت عاشورا ذکر نمود: عدم دنیاطلبی، پرهیز از خودپرستی، عدم تجری نسبت به شریعت، تعهد و پای‌بندی به عهد و پیمان از مهمترین معیارهای بود که ایشان برای حق‌طلبی برشمرد.

سپس معاون پژوهش نمایندگی جامعه المصطفی )ص( در افغانستان دکتر محمدآصف حکمت، سخنانش را در راستای تکمیل صحبت‌های دکتر موسوی ادامه داد. وی نخست میان حق بودن و حق داشتن تفکیک نمود. حق بودن همیشه ملازم با حق داشتن نیست. چه‌بسا ما حق باشیم اما اخلاقا و عرفا حق اقدام را نداشته باشیم و ملزم به سکوت یا تقیه باشیم و نتوانیم عمل را انجام دهیم. ایشان در ادامه به این مطلب اشاره کردند که برخی همچون ابن خلدون برای تطهیر یزید، می‌پذیرند که امام حسین ع بر حق بود و یزید بر باطل، امام بخاطر امنیت و مسائل دیگر امام حسین ع حق نداشت که قیام کند و از این‌طریق متأسفانه برای تبرئه‌ی یزید استدلال می‌کنند. وی نمونه معاصر این مسئله را در بیان مولوی مجیب الرحمن انصاری به دست داد که گفته بود، امام حسین (ع) حق بود، اما حق نداشت که علیه یزید قیام کند. وی سپس به پیامدهای این تفکیک در فلسفه سیاسی، فلسفه حقوق و فلسفه اخلاق اشاره کرد و خاطر نشان نمود که در اسلام مشروعیت از حقانیت و اراده تشریعی خداوند متعال ناشی می‌شود که اراده امام ع به عنوان خلیفه الهی بیانگر اراده الهی نیز هست. امام حسین ع در نهضت خود نه تنها برحق بود، بلکه قیام و اصلاح گری از وظایف و رسالت‌های اساسی و تکلیف شرعی او به عنوان امام المسلمین محسوب می شد. این استاد دانشگاه سپس در نقد برخی مدعیان روشنفکری که قیام عاشورا را به نزاع‌های سیاسی و قومی (بنی‌هاشم و بنی امیه) فرو می‌کاهند، گفت که آنان دقیقا سخن یزید را تکرا می‌کنند که گفته بود: «لعبت هاشم بالملک فلا/ خبر جاء و لا وحی نزل».  سپس دکتر حکمت در تکمیل بحث شاخص‌های حق و باطل، به موضوع آگاهی‌بخشی و بیدارگری اشاره نمود. وی افزود که جبهه باطل مردم را در وضعیت غفلت و جهالت نگه می‌دارد و سعی در سرپوش نهادن بر واقعیت‌ها دارد. اما نهضت حسینی یک نهضت بیدارگرانه بود که حاکمیت و فساد و ناکارآمدی سیاسی حکومت وقت را و یزید را که بعد از معاویه با خدعه و نیرنگ و زور روی کار آمده بود، نه تنها نقد نمود که مردم را به مقاومت و قیام علیه آن فرا خواند و خود رهبری این قیام مقدس را به عهده گرفت و بدین‌گونه همه چیزش را در راه حق ارزانی داشت.

دبیر نشست سپس جایگاه نهضت عاشورا در عیار تمدنی به پرسش گرفت و از دکتر موسوی خواست که در این ارتباط سخن بگوید.

دکتر موسوی خاطرنشان نمود که فرهنگ‌ها، جوامع و تمدن‌های بشری به‌رغم تفاوت‌های ظاهری و شکلی، اساسا به دلیل وحدت نوع بشر، ارزش‌ها، آرمان‌ها و ایده‌آل‌های مشترک دارند که ریشه در فطرت مشترک بشری دارد. این ارزش‌ها و آرمان‌ها و اصول فرازمانی و فرامکانی‌اند. ارزش‌های مثل حق‌طلبی، عدالتخواهی، آزادی و خیرخواهی از مهمترین این ارزش‌هااند. نهضت عاشورا دقیقا در راستای تحقق این ارزشها و آرمانها قرار داشت و به همین خاطر اینگونه ماندگار و جاودانه شده است.

دبیر نشست سپس به مسئله اربعین حسینی و مراسم عظیم و باشکوه پیاده‌روی در این مراسم بزرگ معنوی اشاره نمود و به نقدها و اظهارنظرهایی که در موافقت و مخالفت با این رخداد عظیم جریان دارد، اشاره نمود  و از آقای دکتر حکمت خواست که در این ارتباط سخن بگوید.

معاون پژوهش نمایندگی جامعه المصطفی‌(ص) العالمیه – افغانستان در پاسخ به این سؤال  بیان داشت که نهضت عاشورا یک مکتب جامع و انسان‌ساز است که درس اخلاقی زیستن، انسانی زیستن و اسلامی زیستن را برای بشریت می‌دهد. نهضت عاشورا مکتبی است جامع که بعد از وقوع آن چهره‌های بزرگ تاریخ از آن درس گرفته‌اند و به این واقعیت کمابیش نیز اذعان نموده‌اند. این مکتب در بستر تاریخ و در گستره جغرافیا مرزها و موانع را در نوردیده است و تا به امروز و تا ابد جاری و ساری خواهد بود. وی مراسم باشکوه پیاده‌روی اربعین را پرتوی از عظمت عاشورا دانست. عاشورا تابلوی بزرگی است که در یک سوی آن ارزش‌های بشری و تمامی زیبایی‌ها را می‌توان به کمال و تمام نظاره نمود، اما در سوی دیگر، قساوت، دنائت، خشونت، رذالت و هرآنچه از جنس شر و بدی است را می‌توان دید. براین‌اساس، عاشورا همانگونه که یک دانشگاه برای فرا گرفتن ارزشهای والای بشری است، سویه دیگر مکتب انسان ساز عاشورا، مایه عبرت نیز می‌باشد. در نهایت دکتر حکمت تأکید نمود که مراسم بزرگ و باشکوه پیاده‌روی اربعین که هرسال میلیون‌ها انسان از اقصی نقاط جهان فارغ از ملیت، نژاد، قومیت، فرهنگ و زبان در آن اشتراک می‌ورزند؛ جلوه‌های زیبای از معنویت، سخاوت، همکاری، تعاون، ازخودگذشتگی و دیگر ارزشهای متعالی بشری را به نمایش می‌گذارند. این جلوه‌های جلال و جمال باید ثبت شوند. باید هنرمندانه به این امور پرداخته شود.