| نوع فعالیت | عنوان | سطح برگزاری | نحوه برگزاری | چندمین دوره | مناسبت |
|---|---|---|---|---|---|
| نشست | چیستی و چرایی فقه تربیتی | ملی | حضوری آنلاین | هفته پژوهش |
| نوع همکاری | تاریخ ارائه | نهاد های همکار | محل برگزاری | مدت زمان |
|---|---|---|---|---|
| 1401/09/26 | کابل / مرکز کابل | یک ساعت |
به مناسبت هفته پژوهش نشست علمی «چیستی و چرایی فقه تربیتی» با ابتکار دانشکده علوم اسلامی با همکاری معاونت پژوهش برگزار گردید. دبیر نشست دکتر قربانعلی فکرت و کارشناس این نشست آقای دکتر سید آقاحسن حسینی بودند.
پس از تلاوت آیاتی چند از کلام الله مجید توسط قاری محترم، دبیر نشست ضمن گرامیداشت هفته پژوهش و عرض تسلیت به مناسبت ایام فاطمیه (س) از کارشناس برنامه خواست که نخست راجع به موضوع نشست صحبت کند.
آقای دکتر حسینی نخست به تعریف فقه پرداخت و بیان داشت که از منظر دینی اگر به قضیه نگاه کنیم، فقه دانش کاربردی در زندگی بشر است. در جوامع غیر دینی و سکولار قانون بخش وسیعی از کارکردهای فقه را ایفا میکند، ولی با اینوجود برخی حیطههای فقه باقی میماند که قانون نمیتواند عهدهدار انجام آن شود. ایشان فقه را چتر گستردهی معرفی کرد که کلیه حوزههای زندگی را پوشش میدهد. حوزه تعلیم و تربیت یکی از عرصههای مهم زندگی است که فقه میتواند برآن اشراف داشته باشد. وی تعلیم و تربیت را به دو بخش رسمی و غیر رسمی تقسیمبندی نمود و اظهار داشت که مرحله رسمی تعلیم و تربیت را میتوان از کودکستان تا تحصیلات عالی در نظر گرفت. اما تعلیم و تربیت غیر رسمی از کودکی تا کهنسالی، از گهواره تا گور میتواند گسترده باشد. ایشان حتی مرحله انعقاد نطفه و مراحل جنینی را نیز مشمول تعلیم و تربیت دانست. وی مدعی شد که برای تمامی این مراحل و سطوح نکات تربیتی و آموزشی در منظومه معارف دینی وجود دارد؛ چیزی که هست این آموزهها تحت باب خاصی جمعآوری نشده است و باید این کار صورت بگیرد و کتابی تحت عنوان «فقه التعلیم و التربیه» بر سایر ابواب فقه افزوده شود.
دبیر نشست سپس از آقای دکتر حسینی این سوال را پرسید که آیا فرقی میان تعلیم و تربیت وجودد دارد یا اینکه این هر دو به یک موضوع اشاره دارند؟
دکتر حسینی در پاسخ به این پرسش بیان داشت که در این خصوص دو دیدگاه وجود دارد؛ یک دیدگاه معتقد است که به لحاظ مفهومی و نظری این دو به موضوعات متفاوت اشاره دارند، ولی در عمل ممکن است درهم بیامیزند. دیدگاه دیگر معتقد است که این دو به موضوعی واحد اشاره دارند، و تربیت مفهوم عام است که تعلیم به بخشی از آن اشاره دارد. به عبارت دیگر، تعلیم همان تربیت شناختی است.
رئیس دانشکده علوم اسلامی سپس در پاسخ به این پرسش که رابطه علوم انسانی (مدیریت، روانشناسی، جامعهشناسی و...) با فقه تربیتی چگونه است، بیان داشت که این سوال را باید به صورت بنیادین در بحث رابطه علم و دین پیگیری نمود. هر موقف که در آنجا اتخاذ کنیم، ثمرهاش در اینجا ظاهر خواهد شد. اما ایشان بهصورت کلی بیان داشت که علوم اجتماعی و انسانی به علم فقه مسئله میدهند و از این طرف فقه نیز حکم صادر میکند.
دبیر نشست در ادامه این سوال را پیش کشید که در شرایط موجود چه نیازی به فقه تربیتی احساس میشود و آیا نظام تعلیم و تربیت در افغانستان معیارهای شرعی و فقهی را رعایت میکند یا نه؟ اینگونه اظهار نظر نمود: تعلیم و تربیت یکی از مهمترین نهادهایی جامعه است، که حفظ و دوام جامعه، پیشرفت، انتقال میراث فرهنگی و... همگی منوط به نظام تعلیم و تربیت بایسته و شایسته است. و این میطلبد که به این موضوع توجه جدی و فوری صورت گیرد. وی در ادامه خاطرنشان نمود که در افغانستان با توجه به وضعیت آشفته فعلی نهاد تعلیم و تربیت و آسیبهای جدی که زیرساختهای این نهاد کاملا آسیب دیده است، نیروهای انسانی که عهدهدار تعلیم و تربیت بودند نیز اکثرا آواره شده اند. ایشان افزود که در شرایط فعلی کلان این نهاد به حال خود رها شده است، براین اساس میطلبد که به این موضوع توجه جدی و همهجانبه صورت بگیرد. وی به افراطها و تفریطهایی که در این حوزه وجود دارد نیز اشاره نمود و گفت برخی با برداشتهای متحجرانه از اسلام و فقه تعلیم و تربیت را برای بخشی از جامعه حرام کرده اما در زیر پوست جامعه برخی بهصورت بسیار خزنده سعی میکنند کلا دین را و فقه را از عرصه تعلیم و تربیت کنار بگذارند. این استاد دانشگاه متولیان این عرصه را به اعتدال و پرهیز از افراط و تفریط دعوت نمود.