| نوع فعالیت | عنوان | سطح برگزاری | نحوه برگزاری | چندمین دوره | مناسبت |
|---|---|---|---|---|---|
| نشست | جایگاه فقهالاداره در سازمان | ملی | حضوری آنلاین | هفته پزوهش |
| نوع همکاری | تاریخ ارائه | نهاد های همکار | محل برگزاری | مدت زمان |
|---|---|---|---|---|
| 1401/10/01 | کابل / مرکز کابل | یک ساعت |
به مناسبت هفته پژوهش نشست علمی «جایگاه فقهالاداره در سازمان» به ابتکار دانشکده علوم انسانی و معاونت پژوهش برگزار گردید. دبیر نشست آقای دکتر قربانعلی فکرت و کارشناس آن آقای دکتر عزیزالله خلیلی بودند.
پس از تلاوت آیات کلامالله مجید توسط قاری محترم، دبیر نشست از کارشناس محترم درخواست نمود که راجع به موضوع نشست صحبت نماید.
آقای دکتر خلیلی ضمن عرض تسلیت به مناسبت ایام فاطمیه(س) و گرامیداشت هفته پژوهش، از دانشکده علوم انسانی و معاونت پژوهش دانشگاه که این نشست علمی را برگزار نمودند تشکر نمود. ایشان سخنان خود را راجع بهموضوع با مفهومشناسی عنوان نشست آغاز نمود و گفت: فقه الاداره، مبحث جدید است که با توجه به نیازهای موجود به تازگی جای خود را در دنیای آکادمیک و مباحث علمی باز نموده است. فلذا میطلبد که یک مفهومشناسی دقیق صورت گیرد. ایشان نخست مفهوم فقه را بررسی نمود و گفت این مفهوم در لغت به معنای فهم عمیق است اما در اصطلاح معنایی دارد که تا حدودی متفاوت از معنای لغوی آن است. بررسی تحول مفهومی واژه فقه نشانگر آن است که این واژه در یک مقطع تاریخ تمامی معارف دینی را شامل میشده است. اما امروزه فقه به بخشی از معارف اسلامی را شامل میشود که گاه از آن به «حکمشناسی» نیز یاد میشود.
ایشان سپس «اداره» را تعریف نمود و گفت اداره یعنی مکانی که مجموعهی از افراد در آن گرد آمدهاند و با توجه به امکانات و ابزارهایی که در اختیار دارند، اهداف خاصی را دنبال میکنند. ایشان تعریف اداره را بدون تعریف مدیریت ناتمام دانست و بههمین دلیل مدیریت را نیز تعریف نمود و گفت: مدیریت به معنای هنر استفاده از امکانات و ظرفیتهای بهصورت مؤثر و بهینه در چارچوب یک نظام ارزشی خاص برای دستیابی به اهداف معین.
رئیس دانشکده علوم انسانی پس از تعیین مراد خود از مؤلفههای عنوان نشست، این عنوان را به صورت ترکیبی مورد بحث قرار داد و گفت: فقه الاداره یک شاخه از شاخههای دانش فقه است که در صدد است احکام موضوعات مرتبط با اداره و سازمان و مدیریت را از منظر آیات قرآن بررسی و احیانا استنباط نماید. ایشان اظهار داشت که موضوع فقه یا فعل مکلفین و یا شیء خارجی و بیرونی است که حکمشان باید مشخص شود. براین اساس، فقه را به فردی و اجتماعی ردهبندی نمود، و افعال را به جوارحی و جوانحی دستهبندی کرد. در این میان فقه الاداره را زیرمجموعه فقه اجتماعی دانست.
دکتر خلیلی سپس به توضیح ارتباط علوم انسانی و فقه پرداخت و گفت علوم انسانی و فقه هر دو به لحاظ هدف سعادت انسان را نشانه رفته است، با این تفاوت که فقه سعادت دنیوی و اخروی را در دستور کار دارد اما علوم انسانی ناظر به سعادت دنیوی معطوف است. ایشان مکانیسم رابطه فقه و علوم انسانی را دو سویه معرفی نمود و گفت علوم انسانی میتواند برای فقه مسئله و موضوع دهد و فقه نیز حکم شرعی این موضوعات را مشخص نماید. وی مدیریت را بهعنوان یک شاخه از علوم انسانی در ارتباط وثیق و مشابهت عمیق با فقه دانست و گفت هم فقه و هم مدیریت هردو به رفتار انسان ناظر میباشند. وانگهی این دو علم هردو مسئله محور میباشند و دو علم کاربردیاند.
ایشان در ادامه به کارکردفقه الاداره در سازمان پرداخت و گفت: فقه الاداره در گام نخست باید مبانی فکری علوم انسانی را و خاصه مبانی مدیریت را مورد بحث قرار دهد. و از همه مهمتر اینکه روش استنباط در علوم انسانی منجمله علوم مدیریتی را تنقیح نماید.
این استاد دانشگاه در ادامه به چرایی و ضرورت فقه الاداره پرداخت و گفت غنای فقه، کشف نظام مدیریتی اسلام و در نهایت ایجاد برپایی نظام مدیریتی بر پایه ارزشهای اسلامی، چرایی فقهالاداره را ایجاب میکند. ایشان افزون براین، خاطرنشان نمود که نظریههای موجود در علوم مدیریتی، موقتی و زمینهای و ملهم از ارزشهای فرهنگی جوامع غربی میباشند که ممکن است در زمینه فرهنگی و اجتماعی دیگر جوابگو نباشند. وانگهی علم مدیریت مدرن صرفا رفاه و آسایش اینجهانی را در دستور کار دارد، اما بایسته است که در علم مدیریت ارزشها و آرمانهای متعالی دینی نیز گنجانده شود تا افزودن بر رفاه دنیوی به سعادت اخروی نیز رهنمون شود. دکتر خلیلی به لحاظ روشی نیز علم مدیریت موجود را تک منبعی و تک روشی دانست و گفت با الهام از معارف دینی و بهخصوص فقه میتواند این علم را به لحاظ روش و منبع نیز غنی نمود. در نهایت ایشان اظهار داشت که شاید امکان تأسیس علم مدیریت اسلامی آرمان بلندپروازانه به نظر برسد، اما دیدگاه آیت الله جوادی آملی را که چارچوبسازی برای رشتههای مختلف علوم ممکن و ضروری میداند واقعبینانه دانست.